|
سلوووووووووووووووم به همگي خوبين؟خوشين؟چه خفلا؟ عيدتون مبارك..........ايشالا كه همه ي روزاتون حال و هواي عيد داشته باشه
راستي گوشت قربوني واسه ما هم بيارينااااااااااااا اي خدا چرا اين معلما نميذارن ما توي روزاي تعطيل خوش بگذرونيم واي نميدونين اينجا چقدر سرد شده!(ميدونين؟؟!) ما 3 4 5 شنبه ها ساعت 1 تا 2ونيم فيزيك داريم 5 شنبه ساعت شد 1 و 5 مين ديديم زبل خان(لقب دبير فيزيكمون)نيومده نرگس (چاخان كلاس)يهو عين چيز پريد وسط كلاس و گفت زبل خان نيومده
زبل خانم عصباني شد و گفت:محصلم محصلاي قديم دوم اينكه مثه سگ از معلم ميترسيديم تا نماينده كلاس ميگفت برپا كل كلاس ين چيه رو ميز من؟(يكي از بچه هاي كلاس كه سنتور ميزنه آورده بود واسه مراسمي كه داشتيم واسه عيد سنتور بزنه البته از توي قابش در نياورده بود و توش از اين عنكبوتا كه يهو پرت ميشن جا سازي كرده بوديم)گفتيم جايزس ناظممون:چرا؟باز چه دسته گلي به آب دادي؟ من:خانوم هيچي باور كنين ناظممون:من شمارو ميشناسم تو دفتر همه دبيرا از دستتون شاكين چرا انقدر شلوغين...شيطوني هم حدي داره...خجالت بكشين زبل خان:بفرماييد
زبل خان:بله؟ من:ا خانوم سلام من:حالا كه به خير گذشت...سر پله ابليسو ديدم داشت ميومد بالا اگه يه مين دير رفته بودم اومده بود سر كلاس همه چي آرومه...تو به من دل بستي
کی میشه اینطوری تو بغلت باشم و لبای عسلتو بخورم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ عشق اول مهربونم سرتو بزار رو شونم عشق اول مهربونم چتر موهات سایبونم
عشق اول نازنینم دستتو بزار تو دستام عشق اول بهترینم بوی تو داره نفسهام
عشق اول عشق آخر اگه امشب در کنارم تورو دارم تورو دارم پس چرا چشم انتظارم
عشق اول عشق آخر نکنه خوابم دوباره نکنه تنهام بزاری بشه قلبم پاره پاره
نظر يادتون نره......عزيزه دلم.....بهونه ي زندگيم تا جون دارم دوستت دارم
سلام..........حالتون خوبه؟دلم خيلي گرفته بود گفتم بيام اينجا خودمو خالي كنم..اصلا دلم نميخواست با اين حال و روز آپ كنم ولي اينجوري شد.... امروز كه از مدرسه اومدم ديدم فقط فاطمه خونس ازش پرسيدم مامان و بابا كجان؟گفت:رفتن تهران حاله دايي باقر بد شده بردنش بيمارستان دايي باقر دومين داييمه كه تهران زندگي ميكنه قلبش درد ميكرد و واسه همين چندوقت يه بار اذيت ميشد و بيمارستان بستري ميشد 5-6 سال پيش هم قلبشو عمل كرد ...سيگار زيادميكشيد دكترش هميشه بهش ميگفت:سيگار واسه قلبت مثه سمه ولي داييم گوش نميداد با اين همه خيلي شوخ و مهربون بود من از همه ي داييم بيشتر دوسش داشتم و اونم هميشه ميگفت :فرناز واسه من يه چيزه ديگس هميشه با هم كل كل ميكرديم و خداييشم كم نمياورد .هميشه تا ميرفتيم خونشون ميگفت فرناز پاشو با هم بريم بيرون بگرديم باورتون نميشه صبح ميرفتيم شب ميومديم ......كلي با هم خوش ميگذرونديم......من واقعا داييمو دوس داشتم وقتي ميومدن خونمون بال در مياوردم يعني كلا هم من هم فاطمه هم فهيمه هم بابا هم مامان واقعا دوسش داشتيم با بابام خيلي رفيق بودن مخصوصا چون سربازي هم با هم بودن ديگه واقعا با هم جور بودن خيلي مهربون و باحال بود با اين كه 48 سالش بود ولي مثه يه جوون 20 ساله ميموند....هنوز لباساي مدرسمو در نياوردم و زودي زنگ زدم به گوشي بابا..بعد از سلام و احوال پرسي گفتم:بابا دايي چي شده؟گفت:هيچي عزيزم.قلبش مثه دفعه هاي قبل درد گرفته بردنش بيمارستان ما هم داريم ميريم يه ساعت ديگه ميرسيم تهران ...صداش ميلرزيد نميدونم يهو ته دلم لرزيد گفتم گوشيو ميدي مامان؟مامانم صداش گرفته بود گفتم مامان تو رو خدا تا رسيدين زنگ بزنين بگين كه حالش خوبه.مامانم گفت باشه فقط واسش دعا كنين و خدافظي كرديم....ساعت 6 بود كه تلفنمون زنگ خورد فاطمه سريع گوشيو ورداشت؛اميد بود(شوهره فاطمه)با هزار بدبختي بهمون فهموند كه داييم فوت شده........فاطمه گوشي از دستش افتاد و خودشم حالش بد شد من رفتم سمت گوشيو گفتم :الو اميد چي شده؟گفت دايي فوت شد .گفتم چي؟گفت:متاسفم..........گفتم:شوخي نكن؟مگه ميشه؟دايي؟دايي باقر من؟بگو داري شوخي ميكني.اميد بگو داري سربه سرم ميذاري؟ميدوني من دوسش دارم اينطوري ميگي دايي نميميره...صدام در نميومد داشتم خفه ميشدم.......چشام سياهي ميرفت ....زذم زيره گريه و گوشيو قطع كردم................ديگه تنها صدايي كه تو خونمون پيچيده بود هق هق بلند بلند من و فاطمه و فهيمه بود.........هنوزم تو شكم.باورم نميشه كه دايي ناز و دوست داشتنيه خودم ديگه پيشم نباشه......خدا جونم نميخوام كفر بگم ولي چرا؟چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟مگه اون هنوز چند سالش بود؟مگه چقد خوشي كرده بود؟خيلي زود بود .مگه اون كجاي دنياتو گرفته بود؟شايد چون خيلي مهربون بود گرفتيش ؟آره؟ميخواستي پيش خودت باشه؟زندايي مژگانم عاشق داييم بود تو رندگيشون خيلي سختي كشيدن خيلي مشكل سر راهشون سبز شد تازه تازه زندگيشون داشت روبرا ميشد ولي هميشه پشت هم بودن هميشه عاشق هم بودن يه لحظه دوري همو تحمل نميكردن ديگه كل فاميل ميگفتن باقر و مژگان با عشقشون مشكلاتشونو حل ميكنن دلم واسه زندايي و بچه هاش ميسوزه خدا بهشون صبر بده من كه 5 6 ماه يه بار ميديدمش عاشق رفتارشو مهربونياش بودم ديگه چه برسه به اونا كه ثانيه به ثانيه ي زنديگيشون با دايي مهربونم سپري ميشد.......... نميدونم چي بگم سرم از درد داره ميتركه......خدا جونم من مطمئنم كه دايي نازم هيچ گناهي نكرده و مثه فرشته ها پاكه پاكه خودت ببخشش و روحش شا د.ازتون ميخوام واسه دايي مهربونم فاتحه بخونين........مرسي
سلااااااااام به همگي!!!!!!!!!!!!!! خوبين؟چه خبرا؟خوش ميگذره؟با درسا چي ميكنين؟؟؟؟؟ ميدونم درسا خيلي عذابمون ميده(در حد فضا)ولي خوب بايد خيلي خوب خوب بخونيمشووووووووووووووون داييم هميشه ميگه هيچي جز درس به درد آدم نميخوره........اصلا نميدونم چه چيزيه كه اين داييم هر وقت منو ميبينه بهم ميگه نازي(نازي صدام ميكنه) بيا بشين پيشم باهم صحبت كنيم دايي بزرگمه تقريبا 55-60 سالشه يه مدتيه پيله كرده تا منو ميبينه ميخواد باهام صحبت كنه همشم از درس حرف ميزنه و تريپ نصيحت ور ميداره..بابا دايي بيخيال طفلك داشت درس توضيح ميداد و عقب عقب ميرفت يهو خورد به ستون راستي تو پست قبليم يه خانوم گل به اسمه پانيذ اين نظرو واسم گذاشته بود:فرناز عزيزم سلام ....خوبي؟راستش اولين باريه كه به وبت ميام ولي همين اولين بارم كه اومدم فهميدم كه تو چقدر دختره خونگرم و صميمي و البته شيطوني هستي راستش من 35 سالمه با خوندن نوشته هات ياد دوران دبيرستان خودم افتادم آخه منم مثه تو آتيش پاره بودم تمومه نوشتهاتو سيو كردم كه همه رو بشينم كامل بخونم راستش من و همسرم تصميم داريم يه وب بسازيم و خاطرات با هم بودنمون رو بنويسيم البته هنوز وقته ساختنش رو پيدا نكرديم ولي هر وقت كه ساختيم پيشت ميام و ازت ميخوام كه به كلبه ي عاشقونه ي من و همسرم هم سر بزني فرناز عزيز واست يه زحمت دارم اونم اينه كه اگه ميشه چندتا از همين شيطونيايي كه با دوستات ميكردي رو توي وبت بذاري تا من بخونم چون واقعا تو منو ياده خودم ميندازي .موفق باشي و شيطون!خدانگهدار چون اين دوسته خوبه مون وب ندارن من تصميم گرفتم جوابه محبتاش رو همينجا بدم:پانيذ خوبم سلام.مرسي شما خوبي؟خوش ميگذره؟مرسي از اين همه لطف و مهربوني دوست خوبم ممنون از نظر قشنگت.نه زحمتي كه نيست ولي به جز چندتا بقيه رو يادم نمياد.....اگه فرصت وب ساختن رو داشتي حتما بيا و آدرسشو برام بذار تا بيام .....خوشحالم از اينكه ميخواين عشق زيباتونو به نمايش بذارين.منتظره حضور گرمت هستم..عشقتون هميشگي.خداحافظ حالا منم به درخواست پانيذ به مخم فشار آوردمو چندتا از شيطونيامونو يادم اومد كه براتون ميذارم.دوستاي گلم خيلي بهم ميچسبه وقتي نظراي خوشگلتونو ميبينم .....پس نظر يادتون نره .... ما یه معلم داشتیم که بعضی اوقات بچه هارو از کلاس مینداخت بیرون بعد وقتی طرف داشت از کلاس میرفت بیرون پشت سرش درو محکم می کوبید تا دست گیره در محکم بره تو کمر طرف ، آقا یه بار وقتی من داشتم از کلاس میرفتم بیرون همین کارو کرد . یعنی درو محکم هل داد منم با مشت کوبیدم تو در ، در برگشت محکم خورد تو صورت خودش . یه دفعه کلاس از خنده منفجر شد . ولی خودمونیم بعد اینکه من این کارو انجام دادم دیگه درو محکم هل نداد . یعنی فهميد كه كار اشتباهي ميكرده! توی مدرسه ی ما یه زمانی دوغو نوشابه میفروختن بعد ما هم وقتی یکی از بچه هامون میرفت (خیلی ببخشیدا ولی ) دستشویی ،( اون بالای دستشو ییا بازه دیگه) یکی قلاب میگرفت یکیمونم میرفت بالا از اون فضای خالیه بالای دستشویی تمام دوغو خالی میکرد روی طرف ، یکیم درو محکم میگرفت که طرف فرار نکنه ، خلاصه وقتی طرف از دستشویی میومد بیرون عین موشه دوغ کشیده میشد ولي فقط يه بار تونستيم اين كارو بكنيم چون يكي از بچه هاي لوس و ننر رفت ما رو به معاونمون لو داد و اونم حسابي حالمونو گرفت! یه بار یکی از معلمامون که خیلی حواس پرتی داشت میخواست ازمون امتحان بگیره ، یعنی از همه کلاسا گرفته بود الا کلاسه ما و اون روزم نوبت ما بود . که من برگشتم گفتم : ببخشید خانوم برگه هامونو صحیح کردین ؟ دبیر بیچاره ی حواس پرته ما هم فکر کرد از ما امتحان گرفته !!!!!! گفت : نه هنوز برگه هاتونو صحیح نکردم ولی به زودی میارم براتون !!!!!!! چند روز بعد که میخواست برگه های امتحانای ندادمونو بهمون بده ؛ گفت : بچه ها من نمیدونم چرا هرچی میگردم برگه های شما رو پیدا نمیکنم !!!!! شاید گم کرده باشم !!!! ما هم گفتیم : نه خانوم شما برگه های مارو دادین ، خیلی وقته ، جلسه ی پیش دادین . !!!!! بازم اون بیچاره باور کرد!!!! وقتیم خواست نمره های اون امتحانه به اصطلاح گرفته شده رو بزاره تو دفترش ، هرکی یه نمره کذایی که تا حالا تو خوابم نگرفته بود میگفت !!!!!! مثلا شاگرد مردوده کلاس 15 گرفته بود فقط همينا يادم اومد منتظره نظراي خوشملتون هستماااااااااااااااااااااااااااااااااااا..............خوب حالا بريم كه چندتا عكس و شعر عاشقونه بذارم واسه عزيزه دلم......بهترينم با من بمون و بدون كه عاشقونه دوستت دارم و بهونه ي زنده بودنم تويي چيست در زمزمه ي مبهم آب ؟ چيست در همهمه ي دلكش برگ ؟ چيست در بازي آن ابر سپيد ؟ روي اين آبي آرام بلنــــد ؟ كه تو را مي برد اينگونه به ژرفاي خيال ؟ چيست در خلوت خاموش كبوتر ها ؟ چيست در كوشش بي حاصل مـوج؟ چيست در خنده جام ؟ كه تو چندين ساعت ، مات و مبهوت به آن مي نگري ؟ نه به ابـــــــر، نه به آب، نه به بــرگ ، نه به اين آبــــي آرام بلنــــــد ، نه به اين خلوت خاموش كبوتر ها ، نه به اين آتش سوزنده كه لغزيده به جام ، من به اين جمله نمي انديشم. من مناجات درختان را ،هنگام ســـحر رقص عطر گل يخ را با باد، نفس پاك شقـايق را در سيــــنه ي كوه صحبت چلچله ها را با صبـــح نبض پاينده ي هستي را در گندم زار گردش رنگ و طراوت را در گونه ي گل همه را مي شنوم ، مي بينم ! من به اين جمله نمي انديشم ! به تو مي انديشم اي سرا پا همه خوبــــي تك و تنهـــــــا به تو مي انديشم همــــه وقــت همـــــــه جـــــا من به هر حال كه باشم به تـو مي انديشـــــــم تو بدان اين را ،تنها تو بدان ! تو بيـــــــــــا تو بمان با من ، تنهــــــا تو بمــان! جاي مهتاب به تاريكي شبها تو بتاب من فـــــــداي تو ، به جاي همه گل ها تو بخنــــــد اينك اين مـــــــن كه به پاي تو در افتادم باز ريسمانــــي كن از آن موي دراز، تو بگيــــــر ، تو ببــنــــــــــد! تو بخــــــــــوان پاسخ چلچله ها را ، تو بگو ! قصه ي ابــر هـــــــــوا را ، تو بخوان! تو بمان با من ، تنها تو بمــــان در دل ساغر هســــــتي تو بجوش! من همين يك نفس از جرعه ي جانــــــم باقي است آخرين جرعــه ي اين جـــــام تهــــي را تـــــــــــو بنــــــــــــوش !!! *فــــــریدون مشــــــیری* عشق يعني با تو خواندن از جنون عشق يعني سوختن ها از درون عشق يعني سوختن تا ساختن عشق يعني عقل و دين را باختن عشق يعني دل تراشيدن ز گل عشق یعنی گم شدن در باغ دل عشق یعنی تو ملامت کن مرا عشق یعنی می ستایم من تو را عشق یعنی در پی تو در به در عشق یعنی یک بیابان درد سر عشق یعنی با تو آغاز سفر عشق یعنی قلبی آماج خطر عشق یعنی تو بران از خود مرا عشق یعنی باز می خوانم تو را عشق یعنی بگذری از آبرو عشق یعنی کلبه های آرزو عشق یعنی با تو گشتن هم کلام عشق یعنی انتظار یک سلام عشق یعنی دستهایی رو به دوست عشق یعنی مرگ در راهت نکوست عشق یعنی شاخه ای گل در سبد عشق یعنی دل سپردن تا ابد عشق یعنی سروهای سربلند عشق یعنی خارها هم گل کنند عشق یعنی تو بسوزانی مرا عشق یعنی سایه بانم من تو را عشق یعنی بشکنی قلب مرا عشق یعنی می پرستم من تو را عشق یعنی آن نخستین حرفها عشق یعنی در میان برفها عشق یعنی یاد آن روز نخست عشق یعنی هر چه در آن یاد توست عشق یعنی تک درختی در کویر عشق یعنی عاشقانی سر به زیر عشق یعنی بگذری از هفت خان عشق یعنی تو ملوسه خودم که خیلی خیلی دوستت دارم دوست جونیام منتظره نظرای خوشملتون هستماااااااااااااااا........میبوسمتون..بابای
سلاااااااااااااااااااام به همه ی بروبچ باحال وتوپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپ احوالتون؟خوفیییییییییییییین؟خوش میگذره ایشالا؟چه خبرا؟وای دلم واستون تنگیده بود مرسی از تموم کسایی که میان و با نظرای نازشون شنگولم میکنم..........مرسی دوستای گلم میبینم که این مدرسه های کوفتی هم باز شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!اه اه اه چقد من بدم میاد از این اول مهر............. که چی مثلا صبح زود از اون خواب خوشمل بیدار شی که چی انگار میخوای بری گرگ شکار کنی!!!!!!!!!!!!!اول مهرم من به زوررررررررررر از خواب نازم پاشدم یه صبحونه ی سه سوته خوردم و راهی شدم به طرف مدرسه البته اینم بگم من امسال مدرسه مو عوض کردم .........هر چند کسیو نمیشناختم ولی کلی از دوستای دوران ابتدایی و راهنمایی و دیدم از دیدن همشون خوشحال شدم مخصوصا هانیه یا هانی دختر خیلی باحال و خوبیه سه سال راهنمایی باهم بودیم یعنی یه اکیپ ۶ـ۷ نفره بودیم که مدرسه رو میذاشتیم رو سرمون و همه از آتیشی و شیطونی بودنمون خبر داشتن بعد که کلی دوستام آب مالیم کردم یه مدیر و معاون خوشملی رو دیدیم که یه لبخند ملیح افتضاح رو لبشون بود رفتیم سر کلاس و خدا خدا کردیم که دبیر نفرستن سر کلاسمون ولی دعا فاتیده ای نداشت و معلم تشریف فرما شدن دبیر زیست اومد سر کلاسمون اسمش رسولیه کلی حرف زد ما هم که خماررررر بودیم هیچی نفهمیدیم و گفتیم خانووووووم تو رو جون آقاتون بیخیال شین مثه اینکه تا دیروز تابستون بودااااااا اونم گفت بچه ها تنبلی رو بذارین کنار امسال خیلی کار داریم باهاتون بعد گفت کتابا رو میز.ماام گفتیم خانووووووممممممممم کتاب نیاوردیم اونم گفت تا خودم نیومدم از تو کیفتون در بیارم خودتون در بیارین......گفتیم چی میگین؟چی در بیاریم!؟ گفت باشه من حریف شماها نمیشم............... يهو كلاس منفجر ميشه و همه ميريزيم سر هم و ديگه خواب حاليمون نيس.....معلم يهو تغيير رنگ داد هاني كه هميشه اون تفنگ آبي رو تو كيفش داره در آورد و كلاس و آب پاشي كرد...... معلمه منگ بود و اصلا انگار تو باغ نبود......يه دخيه ديگه هم هست اسمش فهيمس بچه ها ميگفتن عادتشه سر كلاس از اين عطراي مكه ميندازه زمين ميشكنه و بعد ميگه واييييييييييييييييييي خانوم از رو ميزمون افتاد و كلي ابراز ناراحتي ميكنه بعد كلاسو بوي افتضاح بر ميداره......معلمم از بوي بد اين عطرا گيج ميشه و چشاش 4 تا 4 تا ميبينه. دختر باحاليه...سر كلاس كلي مسخره بازي در آوردو بعدشم زنگ خورد ...ديگه هاني و نرگس گوشيشونو در آوردن آهنگ گرفتن در كلاسو بستيم و اونا واسمون عين خل و چلا رقصيدن...................يهو مريم در و وا كرد گفت :بدويين جمعش كنين فكا اومد راستي يادم رفت بگم فكا اسم معاونمونه(عجب فاميلي داره خدايي!!!) يهو فكا عين چيز پريد وسط كلاس گفت:كيفا رو ميز من كه گوشي نميبرم ولي هاني اينا قلبشون اومد تو دهنشون .......................اومد كيفارو گشت ولي هيچي پيدا نكرد....كيف آخرين نفرو كه گشت نازنين كه نميشناختمشو هاني معرفيش كرد گف:هه هه هه آدم تو شلنگ شنا كنه اينقد ضايع نشه!!!همه تركيدن از خنده آخه تا اومد همه گوشيارو پرت كردن پشت شوفاژ..................فكا با اون ابروهاي جيگرش يه نيگا كرد گفت كي بود........همه گفتيم چي كي بود ؟گف:هموني كه گفتمن ضايع شدم.......گفتيم نميدونيم ما كه چيزي نشنيديم..............دبيراومد سر كلاس و معاونه بي خيال شد ............گفتش:زنگ بعد زنگ بعد حسابتونو ميرسم بعد دبير شيميه اومدو و كلي حرف زد اسمش اسدي بود بچه هايي كه پارسال داشتن ميگفتن دبيره مشتيه................. به اونم گفتيم خانوم بي خيخي ديگه.............امروزه رو بيخيال من كه داشتم از خواب ميمردم خدايي هم حوصله نداشتم سرمو گذاشتم رو ميز و مثلا خوابيدم ولي مگه مريم اينا ميذاشتن بس كه اذيت كردن .............ساعت بعدم كسي نيومد سر كلاس و ما هم باز مدرسه رو گذاشتتيم رو سرمون............ روز دومم كه دیروز بود با بچه هاي كلاس بيشتر آشنا شدم دو سه تا باز جديد اوده بودن كه با اونام فرند شديم.نازي (نازنين)تا قبل اينكه دبير بفرستن واسمون گفت:اوله همه به كسايي كه جديد اومدن ميگم:ما كلاسمون هميشه متحد بوده و هميشه پشت هم بوديم دوس ندارم كسي آنتن كلاس بشه و لاپورت بچه هارو به دفتر و فكا بده.........خوب هممونم ديگه ميدونيم كه يه كلاس اگه بچه هاش متحد باشه خيلي بهتره.....ديگه همه گفتيم :اوكي ما هستيم و ما هم با همه متحديم..............گفت:قول؟گفتيم:قول....................جو كلاس باحاله............اصلا كلاساي خشك و بي حالو دوس ندارم تا الانم اگه كلاسي سر بوده گرمش كرديم!!!!!!!!!!!!!!!!!! خوب ديگه بسه زيادي حرفيدم......حالا شما يه ذره بتغريفين...........چه خبرا؟ خوب ديگه فك كنم فقط جمعه ها بتونم بيام آپ كنم شايدم زودتر..............خوب ديگه زيادي حرف زدم..بريم واسه آپمووووووووووووووننننننننننننننننننننن..................دوستاي گلم نظراي خوشمل يادتون نره هااااااااااااااااااااااااااا اینم واسه عزیزه دلم میگم:واسه بهترینم .....مهربونم.....همه کسم.......تمومه زندگیم و دنیام.......عسلم تا پای جون دوستت دارم.........بوووووووووووووووووووووووووووووووووووسسسسسسسسسسسسس این شعرا رو هم یه جا خوندم خوشم اومد امیدوارم شما هم خوشتون بیاد سخته عاشق باشی ولی هیشکی ندونه اشکاتوزودی پاک کنی کسی نفهمه سخته دوسش داشته باشی ولی ندونه سخته نگاهش بکنی اما نخونه وای که چه سخته قشنگی عشق که میگن شاید همین جاست تواونو دوست داشته باشی شاید خدا خواست سخته به قربون چشاش بری تو رویا قدم قدم گریه کنی کنار دریا قدم قدم گریه کنی کنار دریا سخته همش توفکر باشی شاید نخوادت خاطره ها ورق ورق بیاد به یادت خاطره ها یکی یکی بیاد به یادت سخته به قربون چشاش بری تو رویا قدم قدم گریه کنی کنار دریا سخته همش تو فکر باشی شاید نخوادت خاطره ها ورق ورق بیاد به یادت خاطره ها یکی یکی بیاد به یادت وای که چه سخته شبیه عکس یک رویاست تو خوابیدی جهان خوابه زمین دور تو میگرده زمان دست تو افتاده تماشا کن سکوت تو عجب عمقی به شب داده تو خواب انگار طرحی ازگل و مهتاب و لبخندی شب از جائی شروع میشه که تو چشماتو میبندی تو رو آغوش میگیرم تنم سر ریز رویا شه جهان قد یه لالائی توی آغوش من جا شه تو رو آغوش میگیرم هوا تاریک تر میشه خدا از دست های تو به من نزدیک تر میشه زمین دور تو میگرده زمان دست تو افتاده تماشا کن سکوت تو عجب عمقی به شب داده تمام خونه پر میشه از این تصویر رویائی تماشا کن تماشا کن چه بی رحمانه زیبائی دوستای گلم منتظره نظرای خوشملتونم......فعلا بابای
سلااااام به همگي........ حالتون خوبه؟چطووووووووورین یا بهترین؟ بالاخره بعد از يه مدت طولاني اومدم(خوش اومدم!) راستي روزه نمازتون قبول دوست جونيام سر افطار منم دعا كنيدا اگه دعا نكنين گوشتونو مي پيچونم خوب ديگه چه خبرا؟دلم واسه همتون تنگيده بود ميدونم كه شما هم دلتون واسه من تنگ شده بود خوب ديگه شيطوني بسه بريم واسه پست جديد راستي یادتون نر ه منو شنگول کنینا (منظورم نظراي خوشمله تونه كه هم باعث افتخاره هم دلگرمي) راستي مرسي از دوستاي مهربوني كه در نبودم ميومدن و با نظراي خوشملشون منو خوشحال ميكردن.......بازم از اين كارا بكنين تقدیم به عزیزترینم: آِوشتو به غیزه من به روی هیشکی وا نکن........................... منو از این دلخوشی و آرامشم جدا نکن............ من برای با تو بودن پر از عشق و خواهشم................. واسه بودن کنارت تو بگو به هر کجا پر میکشم.......... منو تو آغوشت بگیر........ آغوشتو مقدسه........بوسیدنت برای من تولد یک نفسه................... چشمای مهربون تو ..........منو به آتیش میکشه............................ نوازش دستای تو.........عادته ترکم نمیشه........................ فقط تو آغوشه خودم دغدغه هاتو جا بذار.......... به پای عشق من بمون هیچ کسو جای من نیار...................... مهر لباتو رو تن و روی لب کسی نزن.............. فقط به من بوسه بزن ...........به روح و جسم و تن من.....................
سلاممممممممممممم خوب بتعریفین ببینم دیگه چه خبر......خوش میگذره..................... ایشالا که همیشه و همه جا شاد و شنگول باشین.........راستی بازم واسم نظر بذارین تا من شاد و شنگول باشم.........باشهههههههههههههههه؟؟؟ پس بریم که پست جدید رو شروع کنیممممممممممممم به صداقت چشمانم قسم عاشقانه می گویم به پاکی قلبم قسم عاشقانه می گویم به طراوت باران قسم عاشقانه می گویم که عاشـــــــــقانـــــه تا ابــــــــد دوستت دارم اگه دلم تنگ ميشه خيلي برات منو ببخش اگه نگام گم ميشه تو شهر چشات منو ببخش منو ببخش اگه شبا ستاره ها رو مي شمارم اگه همش پيش همه بهت ميگم دوستت دارم منو ببخش اگه برات سبد سبد گل مي چينم منو ببخش اگه شبا فقط تو رو خواب مي بينم منو ببخش اگه تو رو مي سپارمت دست خدا اگه پيش غريبه ها بجاي تو ميگم شما منو ببخش اگه واسه چشماي تو خيلي كمم تو يه فرشته اي و من خيلي باشم يه آدمم منو ببخش اگه فقط مي خوام بشي مال خودم ببخش اگه كمم ولي زيادي عاشقت شدم .... اگر کسي را دوست داشته باشي ،نمي توني توي چشم هاي اون زل بزني... نمي توني دوريش را تحمل کني... نمي توني بهش بگي که چقدر دوستش داري... نمي توني بهش بگي چقدر بهش نياز داري ... واسه همينه که عاشق ها ديوونه ميشن.............دقیقا مثل خودم........چون منم الان این حالو دارم.......واسه من و عشقم دعا کنید...........خیلی دوست دارم بهترینم
به به .....................سلاااااااااااااااااام چطورین؟خوبییییییین؟ چه خبر از کجاااااااااااااااااا؟ راستی مرسی از تموم بچه باحال هایی که میان پیشم و با نظرای خوشملشوووووووون منو شنگوووووووووووووول میکنن پس به افتخارشون بزن کف قشنگ رو شما نمیدونید که وقتی من میام و می بینم که شما نظر دادین این شکلی میشممم خلاصه اینکه خیلی بهم حال میده وقتی نظراتونو میبینم پس واسه شاد و شنگول شدن یه بنده خدا هم که شده نظر بدین واییییی آقا جاتون خالی دیشب رفتیم پارک با دختر عمم اینا وایییییییییییی نمی دونین چقد حال داد که..........آخه ما اینقد شیطونی کردیم که نگووووووووووووووو کلی خندیدیم یعنی دیگه چشای من که اشک کرده بوووووود خلاااااصه باکلی اصرار و خواهش برو بچ یا همون دختر عمم اینا رو راضی کردیم که سوار ترابانت بشیم بیچاره های ترسو می ترسیدن میگفتن نه ما سوار نمی شیم ما صاحب دارییییییییییییییم اگه یه بلایی سرمون بیاد تو جوابه آقامونو میدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ گفتم باشه شماها راست میگین بیاین ببرم سوار اون تابا بکنمتون که هیچ بلایی سرتون نیاد دیگه خلاصه راضی شدن ....آقا ما رفتیم سوار شدیم حالا راه نیافتاده یکی از دختر عمه هام پشیمون شد میخواست پیاده شه گفتیم بگیر بشین سر جات...بیچاره داشت خودشو خیس میکرد حالا نوبت اون بود که قیافش عوض شه ..بعد چند ثانیه دیدیم این شکلی شد دیگه دلمون سوخت دیگه دعواش نکردیمو شروع کردیم به دلداری دادنشششش البته از این نوعش توجه کنیین اونم دیگه پشیمون شد نشست سر جاش ......خوب راه افتاد و ما همه جیغ میزدیم که آقا نگه دار ........جون ناموست نگه دارررررررررررررررررررررررر حالا مگه اون گووش میدا...خلاصههههه تموم شد و ما پیاده شدیم ولی چشمتون روز بد نبینه اولش که رفتیم هممون خیلی شیک و تمیز و مرتب و باشخصیت ولی وقتی پیاده شدیم قیافه هامون دیدنی شده بوود...... الهام این شکلی بعد که حالمون جا اومد گفتیم بچه ها بیاین شرط بندی کنیم بریم بوفالو سوار شیممممممممممممم ایول ایول ایول الناز تاج سره......ایول الناز مو طلایی امید تیم مایی....الناز قهرمون...............امشبو اینجا بمون اونم میگفت من مطعلق به همه ی شمام بعد رفتیم پیش مامان اینا و بعدشم بابای کردیمو نخود نخود هر کی رود خونه ی خود شدددددددد بعد دیگه مسواک و............ و بعدشم لالا کردم خوب دیگه بسه خیلی حرف زدم بریم یه چندتا عکس ببینیم.........دوستای گلم نظر یادتون نره هااااااااااااااااااا زندگي بازتاب توست... زندگي هـمان را به تو پس مي دهد. زندگي يک اتفاق نيست، بلکه بازتاب خود توست!" وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوستت داره وقتي که نا اميد شدي به ياد بيار کسي که تنها اميدش تويي وقتي ساکت شدي به ياد بيار کسي رو که به شنيدن صداي تو محتاجه
خوبین؟چطورییییییین؟ اینو به عزیزه دلم میگم...........به بهونه ی زنده بودنم میگم...................چند بار می پرسین آخهههههههههه....آره دیگه همون که این وب رو واسش ساختم.......... از همین جا داد میزنم:بهترینم.............مهربونم.........هم زبونم دوست دارممممممممممممم خوب دیگه می ریم که داشته باشیم پست جدید رو: همیشه بی نهایت من، تمام لحظات با تو بودن منو به وجد میاره و این انرژی رو بهم می ده که حرکت کنم و به فکر زندگی باشم ... تو زندگی منی و تمام اون چیزی که می شه بهش اسم زندگی رو داد ... دوستت دارم ... ممکنه همیشه پیشت نباشم، ولی دلم همیشه اونجاست که تو هستی ... یکی یه دونه ی من می خوام همیشه عاشق ترینت باشم ابر شدم, صدا شدي ليلاي من درياي من مجنون ِ ليلي بي خبر کنار ِ هر ستاره اي نشسته ابر پاره اي ماه شدم, ابر شدي ليلاي من درياي من مجنون ِ ليلي بي خبر دوستون دارم......راستی نظر یادتون نرهاااااااااااااااااااااا ....منتظرتون هستم فعلا باباییییییییی
سلام.............سلام این شعر رو تقدیم میکنم به بهترینم به کسی که بهونه ی زندگیمه ........عزیزه دلم خیلی دوست دارم همه ذرات وجودم به وجودت کرده عادت به خدا دوست داشتن تو هم يه عشقه هم عبادت تو سزاواري که باشي همدم روزها و شبهام تا که عشقتو ببيني توي جونم و تو رگهام بشنوي دوستت دارم رو حتي از هرم نفسهام با نوازشهاي دستت سوختن از تب رو شناختم تب عشقي آتشين که من به اون قلبمو باختم قاصد بودن من بود موج خوشحالي چشمات وقتي که عشقو ميديدم توي قطره هاي اشکات هر که از عشق گريه کرده شادي رو تجربه کرده با شبي در حرم عشق سفري به کعبه کرده اي که برده اي مرا تا مرز يک عشق خدايي بيا پاره تنم باش تو که پاک و بي ريايي اوج فرياد دلم شد عاشقانه دل سپردن در وجود تو شکفتن با تو بودن يا که مردن هر که از عشق گريه کرده شادي رو تجربه کرده با شبي در حرم عشق سفري به کعبه کرده |
About![]()
سلام....من فرناز از همدان مرسی از اینکه پیشم اومدی و منو شاد وشنگول کردی دوست خوبم Archivesآذر 1388آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 Links
دل های اسمونی |